![]() |
![]() |
|
| بشنو از دل چون حکایت می کند |
|
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته جهانی رو که هر انسانی تو اون خوشبخت ِ خوشبخته! جهانی که تو اون پول ونژاد وقدرت ارزش نیست! جواب هم صدایی ها پلیس ضد شورش نیست نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمی ذاره همه آزاد آزادن همه بی درد بی دردن! تو روزنامه نمی خونی نهنگا خودکشی کردن جهانی رو تصور کن بدون نفرت وباروت! بدون ظلم خودکامه بدون وحشت وتابوت جهانی رو تصور کن پر از لبخند وآزادی! لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه جهانی رو تصور کن که توش زندان یه افسانه است! تمام جنگای دنیا شدن مشمول آتش بس کسی آقای عالم نیست برابر با همند مردم! دیگه سهم هر انسانه تن هر دونه گندم بدون مرز ومحدوده وطن یعنی همه دنیا! تصور کن تو می تونی بشی تعبیر این رویا (اینجا دقیقاً نا کجا آباده!زیادی خوش به حالتون نشه!) این شعرو سیاوش به خاطر دل خوش کنی خونده وگرنه همچین جایی عمراًاگه وجود داشته باشه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 6:9 قبل از ظهر توسط اهل دل |
|
|
صفحه نخست ايميل آرشیو |
دختری از جنس شیشه با همون شکنندگی با قلبی به همون ظرافت که اینجا داره حرفهای دلتنگیشو می گه شما هم اگه لحظه هاتون ابری شد حرفای دلتون رو اینجا بزنید
|
| همسایه ها |
|
زمزمه های دلتنگی ترفندهای توپ کامپیوتروموبایل دیوونه عشق همسایه ها |
|
RSS
|