![]() |
![]() |
|
| بشنو از دل چون حکایت می کند |
|
حافظ كنار عكس تو من باز نيت ميكنم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 دی1385ساعت 6:38 قبل از ظهر توسط اهل دل |
|
|
عزیزم غصه نخور زندگی با ماست اگه باختیم امروزو فردا که بر جاست توی این شب سیاه مه گرفته نگاه کن خورشیدی از اون دورا پیداست عزیزم دنیا همین جور نمی مونه یه روز آخر می شکنه خواب زمونه عزیزم شب همیشه شب نمی مونه صبح می شه آفتاب میاد رو بوم خونه عزیزم دنیا گلستون میشه یک روز هر چی مشکل باشه آسون میشه یک روز مهربونی جای کینه رو می گیره هر جا دردی باشه درمون می شه یک روز به امید آن روز...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 دی1385ساعت 6:50 قبل از ظهر توسط اهل دل |
|
|
در آسمان زندگی خویش جستجوگر ستاره ای بودم بالاتر از تمامی ستارگان وبه درخشندگی خورشید وبه پاکی دریا،یافتم آنچه را که می خواستم...
بر سکوی خیال می نشینم وبه سوی یاد تو کشیده می شوم مثل یک ستاره دنباله دار
که همه فکر وذکرش شکافتن سینه ی آسمان ورسیدن به ته دریاست کاش تار و پود
واژه هایت بودم تا هرروز صدایم می کردی کاش اشکی بودم که هنگام تولد از
چشمانت سرازیر می شدم کاش اندکی خیال تو نیز به سویم کشیده شود... دوست
دارم آن قدر اشک بریزم که ابرها پیش چشمانم خجل شوند،دوست دارم اسم قشنگت
را روزی هزار بار بر در و دیوار بنویسم، بگذاراز تو بگویم و از تو بنویسم بگذار
دلتنگی هایم را فریاد کنم، دوست دارم واژه دوستت دارم را در بند بند وجودم
حک کنم وروزی نزدیک این واژه مقدس را به تو هدیه کنم... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 13 دی1385ساعت 6:11 قبل از ظهر توسط اهل دل |
|
|
دیشب من بودم وشب بود و یادتو دیشب فاصله میان من وپنجره وشب را تنها یاد تو پر کرده بود دیشب سجاده سپید نیازم رادر حرم سبزش گسترده بودم وتمام فرشتگان را به بزم عاشقانه ام دعوت کرده بودم. من که تا دیروز سالها بود که در چهار راه دلم پشت چراغ قرمز غرور توقف کرده
بودم دیشب چراغ بزرگراه دلم را سبز کردم و امروز آمده ام تا بگویم که:
بی تو بودن چقدر سخت است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 دی1385ساعت 5:32 قبل از ظهر توسط اهل دل |
|
|
بگذار در نگاهت به پرواز درآیم که رفتن نمی توانم بگذار در نگاهت بمانم که فروغ جاودانگی است می خواهمت که در این بی فریادرسی فریادرسم باشی بی خنده ات هیچ غنچه ای نمی شکفد یکبار دیگر بر گلزار خزان زده زندگیم بخند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 2 دی1385ساعت 5:37 قبل از ظهر توسط اهل دل |
|
|
صفحه نخست ايميل آرشیو |
دختری از جنس شیشه با همون شکنندگی با قلبی به همون ظرافت که اینجا داره حرفهای دلتنگیشو می گه شما هم اگه لحظه هاتون ابری شد حرفای دلتون رو اینجا بزنید
|
| همسایه ها |
|
زمزمه های دلتنگی ترفندهای توپ کامپیوتروموبایل دیوونه عشق همسایه ها |
|
RSS
|