تبليغاتX
حرفهای دلتنگی
بشنو از دل چون حکایت می کند

حافظ كنار عكس تو من باز نيت ميكنم


انگار حافظ با من و من با تو صحبت ميكنم


وقت قرار ما گذشت و تو نمي دانم چرا


 دارم به اين بد قوليت ديريست عادت ميكنم


چه ارتباط ساده اي بين من و تقدير هست


تقدير ويران ميكند من هم مرمت مي كنم


در اشتباهي نازنين تو فكر كردي اين چنين


من دارم از چشمان زيبايت شكايت مي كنم


نه مهربان من بدان بي لطف چشم عاشقت


 هر جاي دنيا كه روم احساس غربت مي كنم


بر روي باغ شانه ات هر وقت اندوهي نشست


در حمل بار غصه ات با شوق شركت ميكنم


يك شادي كوچك اگر از روي بام دل گذشت


هر چند اندك باشد آن را با تو قسمت ميكنم


خسته شدي از شعر من زيبا اگر بد شد ببخش


دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت ميكنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 دی1385ساعت 6:38 قبل از ظهر  توسط اهل دل | 

عزیزم غصه نخور زندگی با ماست

 

اگه باختیم امروزو فردا که بر جاست

 

توی این شب سیاه مه گرفته

 

نگاه کن خورشیدی از اون دورا پیداست

 

عزیزم دنیا همین جور نمی مونه

 

یه روز آخر می شکنه خواب زمونه

 

عزیزم شب همیشه شب نمی مونه

 

صبح می شه آفتاب میاد رو بوم خونه

 

عزیزم دنیا گلستون میشه یک روز

 

هر چی مشکل باشه آسون میشه یک روز

 

مهربونی جای کینه رو می گیره

 

هر جا دردی باشه درمون می شه یک روز

 

به امید آن روز...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 دی1385ساعت 6:50 قبل از ظهر  توسط اهل دل | 

در آسمان زندگی خویش جستجوگر ستاره ای بودم بالاتر از تمامی ستارگان وبه

 

درخشندگی خورشید وبه پاکی دریا،یافتم آنچه را که می خواستم...

 

بر سکوی خیال می نشینم وبه سوی یاد تو کشیده می شوم مثل یک ستاره دنباله دار

 

که همه فکر وذکرش شکافتن سینه ی آسمان ورسیدن به ته دریاست کاش تار و پود

 

واژه هایت بودم تا هرروز صدایم می کردی کاش اشکی بودم که هنگام تولد از

 

چشمانت سرازیر می شدم کاش اندکی خیال تو نیز به سویم کشیده شود... دوست

 

دارم آن قدر اشک بریزم که ابرها پیش چشمانم خجل شوند،دوست دارم اسم قشنگت

 

را روزی هزار بار بر در و دیوار بنویسم، بگذاراز تو بگویم و از تو بنویسم بگذار

 

دلتنگی هایم را فریاد کنم، دوست دارم واژه دوستت دارم را در بند بند وجودم

 

حک کنم وروزی نزدیک این واژه مقدس را به تو هدیه کنم...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 6:11 قبل از ظهر  توسط اهل دل | 

دیشب من بودم وشب بود و یادتو دیشب فاصله میان من وپنجره وشب را تنها

 

یاد تو پر کرده بود دیشب سجاده سپید نیازم رادر حرم سبزش گسترده بودم وتمام

 

فرشتگان را به بزم عاشقانه ام دعوت کرده بودم.

 

من که تا دیروز سالها بود که در چهار راه دلم پشت چراغ قرمز غرور توقف کرده

 

بودم دیشب چراغ بزرگراه دلم را سبز کردم و امروز آمده ام تا بگویم که:

 

بی تو بودن چقدر سخت است

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 دی1385ساعت 5:32 قبل از ظهر  توسط اهل دل | 

بگذار در نگاهت به پرواز درآیم که رفتن نمی توانم

 

بگذار در نگاهت بمانم که فروغ جاودانگی است

 

می خواهمت که در این بی فریادرسی فریادرسم باشی

 

بی خنده ات هیچ غنچه ای نمی شکفد

 

یکبار دیگر بر گلزار خزان زده زندگیم بخند

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 5:37 قبل از ظهر  توسط اهل دل | 
 
صفحه نخست
ايميل
آرشیو
دختری از جنس شیشه با همون شکنندگی با قلبی به همون ظرافت که اینجا داره حرفهای دلتنگیشو می گه شما هم اگه لحظه هاتون ابری شد حرفای دلتون رو اینجا بزنید



همسایه ها
زمزمه های دلتنگی
ترفندهای توپ کامپیوتروموبایل
دیوونه
عشق
همسایه ها
حرفهاي قديم
خرداد 1387
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آذر 1384
مرداد 1384
همسايه ها
دیدار عشق(سمانه عزیزم)
چشمان سیاه (فاطمه عزیز)
عشق با تو
الهه باران
لار شهری به رنگ خاک(سمانه )
خاطرات من و سمانه
عاشقانه ها(سمانه جووون)
ریتم گیتار سرخ( بیتا)
لارستان شهری کهن
لار فردا
دانش آموختگان لارستانی
بابا لنگ دراز عاشق
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
دنیای پر سروصدا
سرخ به رنگ عشق
آشنای غریبه
دست نوشته های شبگرد لوتی
دل سپرده
شناخت دریچه های معرفت
فقط خودم&خودم
پسر شهر پریا
آریایی دبی
پسرک عاشق
کلبه کوچک عشق
تنهایی درده یا درمون درده...
آن سوی بی سو
باطله ذهنم!
قلب های شکسته
نسیم بهاری
دوستی
عشق
فرشته مهربون
حاج جانسون آلزایمری
فقط آهنگ
عاشقانه های رنگین کمون
شل سیلورستاین
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

...

 
<http://go.microsoft.com/fwlink/?LinkId=32111&locale=409&geoid=f4&version=10.0.0.3646&userlocale=409