![]() |
![]() |
|
| بشنو از دل چون حکایت می کند |
|
خدا رو دوست دارم چون با هر username که باشم منو connect ميکنه . خدا رو دوست دارم چون تا خودم نخوام هيچ وقت DC ام نمي کنه . خدا رو دوست دارم چون با يک Delete هرچي بخوام پاک مي کنه . خدا رو دوست دارم براي اين همه Friend که برام Add مي کنه . خدا رو دوست دارم براي اين همه wallpaper که Update مي کنه . خدا رو دوست دارم چون با اينکه بدم منو Boot مي کنه . خدا رو دوست دارم چون همه چيم رو ميدونه ولي Send 2 all نمي کنه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 10:58 قبل از ظهر توسط اهل دل |
|
|
بي عشق مباش تا نباشي مرده در عشق بمير تا بماني زنده
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 2:53 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
زندگي سوختن وساختن است بي جهت تجربه آموختن است زندگي صحنه قماريست،قمار چه قماري كه همش باختن است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 خرداد1385ساعت 2:33 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
مي توان با يك گليم كهنه هم ، روز را شب كرد وشب را روز كرد مي توان با هيچ ساخت مي توان صد بار هم مهرباني را صفا را عشق را با لبي خندان تراز يك شاخه گل تفسير كرد مي توان بي رنگ بود همچو آب چشمه اي پاك وزلال مي توان اين جمله را در دفتر فردا نوشت «خوبي از هر چيز ديگر بهتر است . »
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 3:51 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
ترك دنيا كرده ام من ترك جان هم مي كنم غير عشقت هر چه گويي ترك آن هم مي كنم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 4:21 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
من تشنه يك لحظه تماشاي تو هستم افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست من قايق آواره درياي تو هستم خوب است بداني كه دلم عاشق درياست تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيداست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 1:48 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم تو مثل مرز احساس قشنگ و دور و نا معلوم و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 2:35 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
تجربه، معلم بي رحمي است اول امتحان مي گيرد بعد درس مي دهد .................................................................................. صبر كن پيدا شود گوهر شناس لايقي |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 2:33 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
هر كس بد ما را به خلق گويد ما سينه او را نمي خراشيم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
دوست ندارم شمع باشم پسران فوتم كنند دوست دارم بنگ باشم لوتيان دود م كنند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 3:43 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
در مكتب ما عاشقي يعني فنا گشتن ، مرگ ، درد ، مردن و ماندن در اين دنياي بي ارزش كه مردانش عصا از كور مي دزدند من از خوش باوري اينجا محبت
آرزو كردم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 3:31 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
شبي بي حوصله رفتي دعا كردم كه برگردي خداراتاسحرآن شب صداكردم كه برگردي كنار پيچك زرد وخاموش باغچه ماندم تمام لحظه هايم را فنا كردم كه برگردي من از آواز پائيزي شدم دلگيرومي دانم چه بيهوده دلم را مبتلا كردم كه بر گردي |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 3:49 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
عمر گهي به هجر وگهي در سفر گذشت زندگيم همه با دردسرگذشت اين سزاي جواني من نبود شرمنده ام از جوانيم كه بي ثمر گذشت
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
چه تاجي زدي بر سرم زندگي؟ به غير از مصيبت بجز بندگي به روزم اگر دل به شادي گذشت به شادي كه با نامرادي گذشت نديدم بهاري محبت زيادي دلم غرق خون شدعجب روزگاري |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 3:39 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت 2:33 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
صفحه نخست ايميل آرشیو |
دختری از جنس شیشه با همون شکنندگی با قلبی به همون ظرافت که اینجا داره حرفهای دلتنگیشو می گه شما هم اگه لحظه هاتون ابری شد حرفای دلتون رو اینجا بزنید
|
| همسایه ها |
|
زمزمه های دلتنگی ترفندهای توپ کامپیوتروموبایل دیوونه عشق همسایه ها |
|
RSS
|