![]() |
![]() |
|
| بشنو از دل چون حکایت می کند |
|
خيلی وقت بود می خواستم بنويسم اما سرم شلوغ بود و نتونستم... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 اسفند1384ساعت 10:19 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
ای خدای مهربانم، کاش هيچ کس عاشق نمی شد کاش کسی عشق را نمی شناخت اگر هم می شناخت فقط عشق را می شناخت ولااقل کسی رنگ هوس را نمی دانست تا کسی عشق وهوس را با هم اشتباه نگيرد خدايا اگر کسی عشق را تجربه کرد ومحبت معشوق پا به قلب عاشق گذاشت عشقی پاک وحقيقی باشد خدايا دردل هيچ عاشقی هوس را مگنجان کاش حداقل عاشقان هوس را نمی شناختند اما افسوس که دردنيای امروز برعکس است وکسی عشق را نمی شناسد وهمه درخود هوس می پرورانند کاش عشق ما مثل عشق آن دومرغ عشقی که همدل يکديگرند ودلی مالامال ازعشق ودوستی دارند بود کاش مثل آن دو پاک وبی آلايش باشيم.کاش ارزش يکديگر را می دانستيم... من به چشمانم آموخته ام که هرکسی وهر چيزی ارزش ديدن ندارد وچشمانم به اين ندای من گوش می دهند ونصيحت مرا می پذيرند وهيچگاه چشمان نازنينم را به آنهايی که ارزشش را ندارند نمی دوزم فقط به آنهايی می نگرم که واقعا ارزشش را دارند وبه قلبم هم ياد داده ام که به هرکسی اجازه ورود ندهد قفل بزرگی برقلبم زدم که هرکسی قادر به شکستن آن نيست قفلی نشکستنی است فقط کسی وارد قلب من می شود که کليد آن را يافته باشد وبا کليد وارد شود اما بدون کليد هرگز؟!... مطمئن باشيد کسی که کليد آن را نيافته باشد هيچگاه به قلب کوچکم وارد نمی شود قلبم را نيز دراختيار هرکس ونا کسی قرا نمی دهم که هر غريبه ای ازراه رسيد پا به آن دريای بی کران بگذارد ودرکنار ساحل قلبم قدم بزند نه، به هر کسی اين اجازه را نمی دهم... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
کاش دراين دنيای وانفسا هيچ کسی غم واندوه نداشت.کاش هيچ کس غم را نمی شناخت کاش کسی نبود تا مفهوم غم ورنج را درفرهنگ لغت بنويسد تا اينکه هيچ کس هيچ وقت معنی دردو رنج توأم با غم را نمی دانست آه چه می شود کرد؟!؟! کاش هيچ کس بد نبود کاش آدمها با هم دشمنی نداشتند کاش حس انتقام وخيانت درهمه کشته می شد کاش دنيا فقط مهرورزی ولطف وصفا بود اما افسوس که اين کاشها بيهوده است ودنيای امروز پر ازدروغ ودغل است،آدمهای آن نيز دورو وخائن هستند ازهمه موجودات دوپا متنفرم... دوست دارم دنيا گل وپروانه وشمع وباران باشد فقط نعمتهای خدا به جز انسان باشد البته نمی توان همه را انسان ناميد زيرا بويی ازانسانيت نبرده اند کسانی هستند که ظاهری خوب وبا ايمان وبه ظاهر دوست هستند اما درباطن حيوان کثيفی بيش نيستند ازديدن باطن خویش حتی خود آنها نيز وحشت می کنند ودرباطن دشمنانی خونخوار هستند که فقط به منافع خود فکر می کنند آه که چقدر آدمهای اين روزگار پست وکثيف هستند.دردنيای امروز به هيچ چيز نمی شود صادقانه نگريست همه چيز بوی رنگ وريا می دهد احساس وعاطفه درهمه کشته شده وهمه درفکر نقشه ای برای منفعت خود وضرر ديگری هستند،چقدر پست ورذل باشيم تا به يک همنوع خود،هموطن خود خيانت کنيم اما خدای متعال قصد ونيت بد را به کسی که خود اين قصد ونيت را کرده تا برای ديگری به اجرا بگذارد بر می گرداند وهرآنچه درذهنش برای ديگری می بافد را پنبه می کند... هيچ کار خدا بی حکمت نيست اگر او نخواهد هيچ کاری حتی با دقيقترين نقشه ها نيز عملی نيست آه ای خدای مهربان کاش فقط تو درکنارم بودی می دانم که تو تنها دوست صادقم هستی هرچند ارتباطم با تو نزديک تر شده اما باز هم می خواهم با تو باشم تا جايی که هيچ کس پا به قلب کوچک وبی ريايم نگذارد مگر اینکه تو صلاح بدانی به نظر من هیچ کس مناسب تر از تو برای مشورت نیست فقط با خواست تو کارهايم را جلو ببرم پس به تو توکل می کنم وبه لطف وکرمت اميدوارم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط اهل دل |
|
|
صفحه نخست ايميل آرشیو |
دختری از جنس شیشه با همون شکنندگی با قلبی به همون ظرافت که اینجا داره حرفهای دلتنگیشو می گه شما هم اگه لحظه هاتون ابری شد حرفای دلتون رو اینجا بزنید
|
| همسایه ها |
|
زمزمه های دلتنگی ترفندهای توپ کامپیوتروموبایل دیوونه عشق همسایه ها |
|
RSS
|