تبليغاتX
حرفهای دلتنگی
بشنو از دل چون حکایت می کند

خيلی وقت بود می خواستم بنويسم اما سرم شلوغ بود 

و نتونستم...                                                              

فقط چند روز ديگه به عيد مونده اما نمی دونم چرا خوشحالی وشوروشوق هميشه روندارم کاش هنوز کودک بودم تا هرگز وارد بازيهای سرنوشت نمی شدم کاش کودک می ماندم تا اينقدر روحم آزرده نمی شد کاش چيزی نمی فهميدم وخوش بودم اما افسوس که مسائل زياد است وتوان وتحمل همه ی آنها را ندارم هرچند خودرا مقاوم جلوه می دهم کاش درکنارم بودی وصادقانه اعتراف می کردم که قصد اذيت وآزارت را ندارم کاش بودی تا من اينقدر عذاب نکشم کاش غرورم اجازه می داد دست از لجاجت بردارم برای ديدنت لحظه شماری می کنم دوست ندارم تورا دررنج ببينم دوست دارم هميشه شاد وخوشحال باشی تا من هم از شادی تو شاد شوم هرگز دوست ندارم موجب رنجش خاطر تو شوم دوست دارم هميشه باعث شاديت باشم با گرمای لبخند تو روحم گرم می شود دوست دارم گرمای وجودت را حس کنم اما نه آنقدر گرم که آتش بگيرم...  نوشته های بالا مال ۲۶/۱۲/۸۳ هست اما الان دارم وارد وبلاگم می کنمشون.                              
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384ساعت 10:19 بعد از ظهر  توسط اهل دل | 

ای خدای مهربانم، کاش هيچ کس عاشق نمی شد کاش کسی عشق را نمی شناخت اگر هم می شناخت فقط عشق را می شناخت ولااقل کسی رنگ هوس را نمی دانست تا کسی عشق وهوس را با هم اشتباه نگيرد خدايا اگر کسی عشق را تجربه کرد ومحبت معشوق پا به قلب عاشق گذاشت عشقی پاک وحقيقی باشد خدايا دردل هيچ عاشقی هوس را مگنجان کاش حداقل عاشقان هوس را نمی شناختند اما افسوس که دردنيای امروز برعکس است وکسی عشق را نمی شناسد وهمه درخود هوس می پرورانند کاش عشق ما مثل عشق آن دومرغ عشقی که همدل يکديگرند ودلی مالامال ازعشق ودوستی دارند بود کاش مثل آن دو پاک وبی آلايش باشيم.کاش ارزش يکديگر را می دانستيم...                                                                 

من به چشمانم آموخته ام که هرکسی وهر چيزی ارزش ديدن ندارد وچشمانم به اين ندای من گوش می دهند ونصيحت مرا می پذيرند وهيچگاه چشمان نازنينم را به آنهايی که ارزشش را ندارند نمی دوزم فقط به آنهايی می نگرم که واقعا ارزشش را دارند وبه قلبم هم ياد داده ام که به هرکسی اجازه ورود ندهد قفل بزرگی برقلبم زدم که هرکسی قادر به شکستن آن نيست قفلی نشکستنی است فقط کسی وارد قلب من می شود که کليد آن را يافته باشد وبا کليد وارد شود اما بدون کليد هرگز؟!...                                               

مطمئن باشيد کسی که کليد آن را نيافته باشد هيچگاه به قلب کوچکم وارد نمی شود قلبم را نيز دراختيار هرکس ونا کسی قرا نمی دهم که هر غريبه ای ازراه رسيد پا به آن دريای بی کران بگذارد ودرکنار ساحل قلبم قدم بزند نه، به هر کسی اين اجازه را نمی دهم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط اهل دل | 

کاش دراين دنيای وانفسا هيچ کسی غم واندوه نداشت.کاش هيچ کس غم را نمی شناخت کاش کسی نبود تا مفهوم غم ورنج را درفرهنگ لغت بنويسد تا اينکه هيچ کس هيچ وقت معنی دردو رنج توأم با غم را

 نمی دانست آه چه می شود کرد؟!؟!                                                                                            

کاش هيچ کس بد نبود کاش آدمها با هم دشمنی نداشتند کاش حس انتقام وخيانت درهمه کشته می شد کاش دنيا فقط مهرورزی ولطف وصفا بود اما افسوس که اين کاشها بيهوده است ودنيای امروز پر ازدروغ ودغل است،آدمهای آن نيز دورو وخائن هستند ازهمه موجودات دوپا متنفرم...

دوست دارم دنيا گل وپروانه وشمع وباران باشد فقط نعمتهای خدا به جز انسان باشد البته نمی توان همه را انسان ناميد زيرا بويی ازانسانيت نبرده اند کسانی هستند که ظاهری خوب وبا ايمان وبه ظاهر دوست هستند اما درباطن حيوان کثيفی بيش نيستند ازديدن باطن خویش حتی خود آنها نيز وحشت می کنند ودرباطن دشمنانی خونخوار هستند که فقط به منافع خود فکر می کنند آه که چقدر آدمهای اين روزگار پست وکثيف هستند.دردنيای امروز به هيچ چيز نمی شود صادقانه نگريست همه چيز بوی رنگ وريا می دهد احساس وعاطفه درهمه کشته شده وهمه درفکر نقشه ای برای منفعت خود وضرر ديگری هستند،چقدر پست ورذل باشيم تا به يک همنوع خود،هموطن خود خيانت کنيم اما خدای متعال قصد ونيت بد را به کسی که خود اين قصد ونيت را کرده تا برای ديگری به اجرا بگذارد بر می گرداند وهرآنچه درذهنش برای ديگری می بافد را پنبه می کند...                                                                                                   

هيچ کار خدا بی حکمت نيست اگر او نخواهد هيچ کاری حتی با دقيقترين نقشه ها نيز عملی نيست آه ای خدای مهربان کاش فقط تو درکنارم بودی می دانم که تو تنها دوست صادقم هستی هرچند ارتباطم با تو نزديک تر شده اما باز هم می خواهم با تو باشم تا جايی که هيچ کس پا به قلب کوچک وبی ريايم نگذارد مگر اینکه تو صلاح بدانی به نظر من هیچ کس مناسب تر از تو برای مشورت نیست فقط با خواست تو کارهايم را جلو ببرم پس به تو توکل می کنم وبه لطف وکرمت اميدوارم.                   

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط اهل دل | 
 
صفحه نخست
ايميل
آرشیو
دختری از جنس شیشه با همون شکنندگی با قلبی به همون ظرافت که اینجا داره حرفهای دلتنگیشو می گه شما هم اگه لحظه هاتون ابری شد حرفای دلتون رو اینجا بزنید



همسایه ها
زمزمه های دلتنگی
ترفندهای توپ کامپیوتروموبایل
دیوونه
عشق
همسایه ها
حرفهاي قديم
خرداد 1387
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آذر 1384
مرداد 1384
همسايه ها
دیدار عشق(سمانه عزیزم)
چشمان سیاه (فاطمه عزیز)
عشق با تو
الهه باران
لار شهری به رنگ خاک(سمانه )
خاطرات من و سمانه
عاشقانه ها(سمانه جووون)
ریتم گیتار سرخ( بیتا)
لارستان شهری کهن
لار فردا
دانش آموختگان لارستانی
بابا لنگ دراز عاشق
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
دنیای پر سروصدا
سرخ به رنگ عشق
آشنای غریبه
دست نوشته های شبگرد لوتی
دل سپرده
شناخت دریچه های معرفت
فقط خودم&خودم
پسر شهر پریا
آریایی دبی
پسرک عاشق
کلبه کوچک عشق
تنهایی درده یا درمون درده...
آن سوی بی سو
باطله ذهنم!
قلب های شکسته
نسیم بهاری
دوستی
عشق
فرشته مهربون
حاج جانسون آلزایمری
فقط آهنگ
عاشقانه های رنگین کمون
شل سیلورستاین
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

...

 
<http://go.microsoft.com/fwlink/?LinkId=32111&locale=409&geoid=f4&version=10.0.0.3646&userlocale=409